عبد الرضا سالار بهزادى

381

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

( 209 ) - Ella C . Sykes ( 210 ) - Through Persia on a Side - Saddle ، لندن ، 1898 . ( 211 ) - برج محمد خان قريه‌اى است واقع در منطقهء نرماشير از توابع بخش فهرج شهرستان بم كه از قراء عمده و معتبر نرماشير بوده است و پس از آنكه به مالكيت حاج على خان اكرم السلطنه پسر ابراهيم خان ميرپنجه درآمد به برج اكرم مشهور شد و هنوز به همين نام خوانده مىشود . ( 212 ) - اصل : گذارشات . ( 213 ) - سمك ( Semak ) : دهى كوچك اينك از توابع بخش ساردوئيه شهرستان جيرفت . ( 214 ) - علت اينكه فرمانفرما مىنويسد : « . . . مثل معمول پيرارسال » اينست كه « پارسال » آن وقت يعنى در 1312 وى حكومت كرمان را نداشته و معمول زمان حكومت قبلى خودش يعنى سال 1311 را - كه در 1313 « پيرارسال » مىشد - خاطرنشان مىكند . ( 215 ) - اشاره به شورش عمومى در بلوچستان در 1307 - 1306 در حكومت ابو الفتح خان ترك كه سرانجام نظم ايالت به دست زين العابدين خان اعاده گشت . ظاهرا در آن هنگام بسيارى از حكام و ضابطين محال مختلف بلوچستان از دادن ماليات خود استنكاف ورزيدند ، امّا سرانجام بعد از اعادهء نظم مالياتهاى معوقه نيز وصول گشتند . ( 216 ) - منظور از « قونسول » سرگرد پرسى سايكس ، ژنرال سرپرسى سايكس بعدى است كه حدود يك سال قبل از اين تاريخ كنسولگرى انگليس در كرمان را افتتاح كرده و خودش به عنوان اولين كنسول انگليس در كرمان خدمت مىكرد ، و در همان حين به عنوان معاون هيأت انگليسى مأمور كميسيون سرحدى مىشود ، و از كرمان به اتفاق خواهرش و عدهء همراهان خود روانهء بلوچستان گرديد تا در كوهك به بقيهء هيأت انگليسى به رياست سرهنگ توماس هلديخ - سرتوماس بعدى - كه از هندوستان عازم بلوچستان شده بود ملحق گردد . راجع به شترهاى فرمانفرما كه در اختيار سايكس قرار گرفته بودند هم در كتاب خود سايكس و هم در سفرنامهء خواهرش اشاره شده است و اين عمل فرمانفرما موجب امتنان آنها گرديده بود . ( 217 ) - منظور فرمانفرماست . ( 218 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 219 ) - به توضيحى كه قبل از نقل سند شمارهء 59 داده شده است . مخصوصا به قسمت آخر آن سياست تفرقه افكنى و رقيب‌تراشى فرمانفرما مراجعه شود . ( 220 ) - خوانده نشد . « لرستان » ؟ ( 221 ) - خوانده نشد . « گريه‌هاى » ؟ ( 222 ) - مشخص نيست فرامين مورد بحث چه فرمانهايى بوده‌اند . ( 223 ) - دربارهء جريان شترها به سند 68 و به پانويس 216 مراجعه شود . ( 224 ) - اشاره است به مثل قديمى : « دو چيز چاره ندارد : حكم حاكم و مرگ مفاجاة ! » مرگ مفاجاة يا مفاجات - مرگى كه در نتيجهء توقف ناگهانى قلب ( سكتهء قلبى ) و يا اختلال ناگهانى مراكز عصبى تنفسى ( سكتهء مغزى ) پيش آيد . ( فرهنگ معين ) ( 225 ) - كذا در اصل . احتمالا منظور « طالب » بوده است . ( 226 ) - منظور سرگرد پرسى سايكس كنسول انگليس در كرمان و معاون هيأت انگليسى در كميسيون سرحدى است . ( 227 ) - منظور سرهنگ توماس هلديخ رئيس هيأت انگليسى در كميسيون سرحدى است . ( 228 ) - مگس ( Magas ) : از محال بلوچستان در حدود منطقهء سرحد كه مگسى هم مىگفتند ، اينك زابلى نام دارد و از بخشهاى تابعهء شهرستان سراوان است . ( 229 ) - على خان پسر ارشد ابراهيم خان ميرپنجه .